الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

47

الغدير ( فارسي )

در آوردند گفت : او قورباغه پسر قورباغه ، لعنتى پسر لعنتى است . گزارش بالا را هم دميرى در حياة الحيوان 2 / 399 آورده است و هم ابن حجر در صواعق ص 108 و هم حلبى در سيرة 1 / 377 و شايد معاويه نيز با اشاره به همان گزارش است كه به مروان مىگويد : بچه قورباغه ! تو آن جا نبودى - كه اين سخن را ابن ابى الحديد از وى نقل كرده است : 2 / 56 و ابن النجيب از طريق جبير بن مطعم آورده است كه گفت : ما با پيغمبر ( ص ) بوديم كه حكم بگذشت و پيامبر گفت : واى بر امت من از آن چه در صلب اين است ( 1 ) و در شرح ابن ابى الحديد به نقل از استيعاب مىخوانيم كه يك روز على مروان را نگريست و به او گفت واى بر تو و واى بر امت محمد از دست تو و خاندانت هنگامى كه موى دو بناگوشت سپيد شود - و به عبارت ابن اثير : - واى بر تو و واى بر امت محمد از دست تو و پسرانت . « اسد الغابة 4 / 348 » و به گونه اى كه در كنز العمال 6 / 91 مىخوانيم ابن عساكر آن را به عبارتى ديگر گزارش كرده است . و روزى كه حسنين به امير مؤمنان گفتند : مروان با تو بيعت مىكند گفت : مگر پس از قتل عثمان با من بيعت نكرد . مرا نيازى به بيعت او نيست دستش دست يهودى است اگر با دستش با من بيعت كند با پشتش نيرنگ مىزند او را سلطنتى خواهد بود كه به اندازه ى ليسيدن سگ بينى خود را طول مىكشد . او است پدر چهار قوچ ( 2 ) و مردم از دست او و فرزندانش روزى سرخ خواهند ديد نهج البلاغه . ابن ابى الحديد در شرح 2 / 53 مىنويسد : اين خبر از طرق بسيار روايت شده و زيادتىاى در آن روايت شده كه صاحب نهج البلاغه ياد نكرده و آن اين سخن على ( ع ) است دربارهء مروان : او پس از آن كه موهاى دو بناگوشش سپيد مىشود ، بيرق ضلالتى بر مىدارد و او را سلطنتى خواهد بود . . . تا پايان اين زيادتى را ابن ابى الحديد از ابن سعد گرفته كه او در طبقات خود 5 / 30

--> ( 1 ) اسد الغابة 2 / 34 ، الاصابه 1 / 346 ، سيرة حلبى 1 / 337 ، كنز العمال 6 / 40 ( 2 ) مقصود از ايشان بنا بر تفسير مردم فرزندان عبد الملك است - وليد ، سليمان ، يزيد ، هشام - و به گفته ى ابن ابى الحديد همان اولاد مرواناند : عبد الملك ، بشر ، محمد ، عبد العزيز .